
روایت است که روزی شیخ اندر محراب مشغول نیایش بود که ناگه صدایی بیامد از جانب موبایلش که گویا پیامکیست. فی الفور مناجات را ماست مالی نمود و سر وتهش را هم بیاورد و شیرجه ای بوفون وار بر گوشی بزد و پیام را باز فرمود و مناره نمود و کمی در هم شد. گویا جمعی از اقوام وصلتی در پیش داشتندی و به همین مناسبت از شیخ خواسته اند که چندی شعر برای زنان و زولان فامیل بگویند تا در مجلس کلهم اجمعین قرائت نومایند. شیخ که از کودکی با شعر مشکل بداشت کمی آشفت، لکن چون رویی بر او زدند مشغول بشد این بیت را سرود:
مرغ داریم چوری* داریم/ عروس کوچولی** داریم
ای یار مبار پولکی(pooleki)/ عروسو اوردن زورکی(zooreki)
و در ادامه از این همه طبع شعر خود به وجد آمد و بیشتر سرود که:
خرٍ و گاوه همدیگه رو ندیده بودند/ حالا که دیدند هم دیگه رو پسندیدند
ای یار مبارک بادا/ ایشالا مبارک بادا
(kharevo gave hamdigero nadeboodand/ halake didand hamdigero pasandidand)
همچنین برای مراسم بُندورتخت*** هنگامی که کادو دهنده و کادو مشخص میشود ابیاتی سرود با این مزمون:
دستون درد نکنه/ چرا زحمت کشیدید/ چرا بیشتر ندادید/ کنار دریا ندادید/ بنز رو تو ویلا ندادید
و همچنین:
هرکی اینو گذاشته/ با رقص روش گذاشته
و در ادامه چون شیخ از فضل و کمالات مملو است و از آشکار نهان با خبر پنداشت که عروس را در این هنگام غروری فرا گیرد که همگان باید بخوانند سرودی را که وی را بیرون کشد از غرور کاذب، پس فرمود:
عروس چرا مینازی/ فردا به پشت گازی
و شیخ را اشعار دیگری سرود که آوردن ذکر آنان در این مکان جایز نبود چرااکه در شب پاتختی جنجال و دعوایی میان آدمهای عروس و آدم های داماد بیانداخت، جنگ جهانی وار.
*: در زبان اصفهانی به جوجه، چوری گفته میشود.
**: کوچولی همان کوچولو میباشد که باز هم در زبان اصفهانی تغییر یافته
***: در زبان اصفهانی یا سایر زبانها که ما بی خبریم به پاتختی، بُندور تخت گفته میشود (bondor takht)
پ.ن 1: این دفعه زود آپ کردم
پ.ن 2: استاد گرانقدر شیخ عیسی ابو زیدمرحمت فرمودند و قطعه شعری راجع به آشنایی من و خودشون سرودند که کلی ذوقوندن مارو آخر پست دوبیتیشونو میخونیم با هم.
پ.ن 3: همینجور دارم جهت اشاعه فرهنگ و ترویج زبان پارسی تلاش میکنم هی . این پست شعر بارون شد.
پ.ن4: این مرید ارشدمون شیخ صنعان هم گویا به شدت از ناحیه مخرج دچار مشکل شدند. البته حق بهش میدم گیر و گرفتاره.
فایده 1: گویند هرگاه نقره را بر موضع گزیده عقرب گذارند، درد آن ساکت گردد.
فایده 2: گویند بخور اسپند به جهت درد دندان نافع است.
ضرب المثل:
چه علی خواجه، چه خواجه علی!
به دنیای مجازی بود ، کمبود
یکی شیخی شود تا یار من زود
تویی آن یار و دلدارم ، رفیقم
تویی آری همان شیخ ابن مسعود
شیخ با همان لحن نوحه گونه بعلاوه لهجه اصفهانی ادامه بداد: بیگیر بیشین حرف نزٍن. تو اگه یه موتور داشته باشی نیمیدٍی(nimidey) به داداشید بٍرٍد(bered) تا اون سر* و برگردد؟
پ.ن: شرمنده یکم دیر آپ کردم سعی میشه تکرار نشه.
*: برد تا اون سر و برگردد استعاره از رفتن تا جای و برگشتن است که اصولا در زبان سوپر اصفهانی تا جایی رفتن را میگویند تا اون سر که معمولا برای عاریه کردن وسیله نقلیه از کسی بکار میرود که شخص متوجه مسافت طولانی که قرار است توسط وسیله او طی شود نشود.
فایده ۱: گویند هرگاه گشنیز تر یا خشک را بعد از خوردن سیر و پیاز بخایند بوی آنها را ببرد.
فایده ۲: هرکه در خواب بیند که روزه گرفته است به عزت و عمل صالح نائل میشود و اگر در سفر در خواب بیند روزه گرفته است اجل او نزدیک شده است.
ضرب المثل:
جاده دزد زده تا چهل روز امنه