تبليغاتX
طنز و نطنز

آمده است که دیشب شیخ را در بیت خود جلوس کرده بود که ناگهان پیامکی بیامد که یا شیخ چرا نشسته ای؟ وخی تا به شهر رویم و دلی از عزا در آوریم که که نشستن اندر منزل در چنین روزی جایز نبود. پس شیخ دعوت مرید ارشد را لبیک بگفت با وی براه شد و بر ایستگاه بشد و بر مرکوبی سوار بشد اینتر کولر و کار هرگز نکرده مرید خویش را نیز حساب نمود و بلیطی بابت وی بداد و مرید خر کیف بشد. چون بر ابتدای خیابان چهارباغ رسیدندی پیاده بشند جملگی اتوبوس که خدای نا کرده هیچ ایستگاه صلواتی را جای نگذارند که این کار بر مردان خدا حرام بُود.

شیخ هرچه خیابان را طی نمود مشاهده کرد که جز شربت و آن هم از نوع آبلیمو، چیزی دگر ندهند. پس بسیار خشمگین بشد و قضای حاجت اندر خشم واجب. بر مستراح بشد صفی بدید طول و دراز صبر جمیل نمود تا نوبت بدو رسید. اندر موال بشد و پس از قضای حاجت منتظر بماند تا مرید نیز بازگردد.

 در همین حین با پیر مردی هم صحبت بشد ژولیده، که نظافت موال را مینمود. پیری گفت: یا شیخ زین مردم هیچ امیدی نیست، در فرنگستان موشکی به آن کوچکی را با چه فاصله ای به ماه میفرستند و دقیقا همانجا رود که انتظار است ولی این مردم یک سوراخ کوچک را نمیتوانند روی یک سوراخ بزرگ آن هم با فاصله 20 سانتیمتری تنظیم نمایند که تراشه های آنها به اطراف موال نپاشد. پس شیخ را فتفا بداد و روی درب مستراح مکتوب نمود که لطفا بعد از اتمام کار آفتابه را در پُر نموده و در موال خالی نمایید، شاید که رستگار شوید.

فایده:

گویند هرگاه برگ چغندر را بجوشانند و بر موی مالند سیاه شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 19:30  توسط ابن مسعود سبیل  | 

 

 در حدیث است که شیخ ابن مسعود سبیل را کار هرگز نکرده با پروردگار خویش در مناجات و خلوت بود. هنگام تسبیح گفتن کل حواس وی از مناجات پرت بشد و دیسکانکت گردید که پول قبض موبایل را چگونه بپردازم، پول برق را چگونه، برای سفر شمال بنزین ز کجا آورم و مع ذالک سایر موارد که در همین حین بجای سی و سه بار گفتن ذکر سبحان الله، چهل بار بگفت. شیخ را بسیار اندوه گرفت که مرا حال دوباره تسبیح گفتن نیست که ما را از مرض فراخی مخرج رنجیست. پس فکر نمود لوک لوک کنان بسان ایکیو سان و فکری نمود بکر. پس تسبیح را برداشت و هفت مرتبه بگفتا: لاسبحان الله، لا سبحان الله.

 

پ.ن: بازم شعرم نیومد.

پ.ن2: به یک شاعر خانم خوش چهره با روابط عمومی بالا زیر 22 سال ترجیحا مجرد جهت کار در یک وبلاگ نیازمندیم.

 

فایده:

گویند طرخون را در دهان نگاه داشتن موجب سختی بن دندان خواهد بود و خائیدن آن هم موجب رفع عطش خواهد بود، و بوی دهان را می برد.

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 22:9  توسط ابن مسعود سبیل  | 

در یکی از روزها که ابن مسعود سبیل را هنوز به مقام شیوخی نائل نیامده بود و نزد شیخ بزرگ خواجه پشم الدین چلغوز آبادی شاگردی می نمود و علم می آموخت، به بازار فرستاده شد که انگور و انار و انجیر بخرد و زود بیاید، رفت و دیر آمد و انگور تنها آورد.

خواجه او را بسیار زد و گفت چون تو را پی کاری می فرستم باید چند کار را کنی و زود بیایی، نه آنکه چون پی چند کار می روی دیر بیایی و یک کار کنی، شیخ کوچک بفرمو چشم از این به بعد.

بعد از چند روز اتفاقا خواجه مریض شد او را پی طبیب فرستاد، برفت و زود بازگشت و چند نفر همراه آورد.

خواجه گفت اینها چه کسانند؟ گفت تو با من گفتی چون پی کاری فرستم چند کار بکن و زود بیا.

اکنون این طبیب است برای معالجه ات آورده ام.

و این غسال است که اگر به اموات پیوستی غسلت دهد.

و این نماز خوان است برای نماز تو آورده ام.

و این تلقین خوان است، و این قبر کن، و این قرآن خوان.

 

 

کودکان در پی کار نروند چون خورند پیمانه/ نتوان برداشت با یک دست، دو هند، وانه

به روز مرگ شنیدم که پیر کنعان گفت/ که دوست دشمن جان است اگرچه فرزند است

 

 

 

موعظه:

 

از افلاطون در هنگام مرگ از حال دنیا پرسیدند، در پاسخ گفت: آمدم از روی اضطرار و ماندم به اجبار و رفتم از روی اکراه و همین قدر دانستم که هیچ نمیدانم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 7:39  توسط ابن مسعود سبیل  |